أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

59

آثار الباقيه ( فارسى )

فصل چهارم در حقيقت ذى القرنين صحبت مىكند ناگزير هستيم كه حقيقت اين اسم را كه ذو القرنين باشد در فصلى جداگانه بيان كنيم زيرا اگر براى اين بحث فصلى به تنهايى ترتيب نمىدادم و در دنبال تواريخ سابق الذكر ايراد مىنمودم آن نظمى را كه تواريخ بايد دارا باشد قطع كرده بودم . از قصه‌هاى ذو القرنين و كارهاى او در قرآن حكايت شده كه هركس آيات مخصوص به اخبار او را بخواند خواهد دانست و آنچه از اين آيات برمىآيد اين است كه او مردى قوى و صالح و شجاع بود و خداوند به او قدرتى و سلطنتى بزرگ بخشيده بود و او را از مقاصدى كه در شرق و غرب زمين داشت كه عبارت از فتح بلاد و رياست و فرمانروايى بر عباد باشد متمكن كرده بود و او تمام كشورهاى روى زمين را يك كشور گردانيد و از مسائل مسلم كه مىشود در آن دعوى اجماع نمود اين است كه ذو القرنين در شمال زمين داخل به ظلمت شد و دورترين آبادانيهاى روى زمين را مشاهده كرد و با بشر و ميمونها جنگهاى خونين نمود و از خروج يأجوج و مأجوج به بلادى كه در مشارق زمين و شمال زمين بود جلوگيرى كرد و از طغيان اين دو قوم اين‌طور ممانعت نمود كه از شكافى كه بايد ايشان خارج شوند با قطعاتى از آهن كه با سرب آنها را با يكديگر التيام داده بود ديوارى و سدى ساخت چنان كه صنعتگران هم اين قبيل كارها مىكنند .